گاه نوشته های Hossein خودمون !
این فقط یک blog است !
نويسندگان
Theme Site

جدیدترین سایت از گروه سایت های پرشین بلاگ، شبکه اجتماعی بیشه است که در حوزه ی ادبیات و  کتابخوانی فعالیت میکنه. نمونه ی خارجی این سایت ، سایت GoodReads.com است که مسدود شده متاسفانه. 

پیشنهاد میکنم اگر اهل کتاب خوندن هستید، حتما در این سایت عوض شید. در این سایت میتوانید :

  • نوشته های دیگر کاربران را دنبال کنید
  • گروه بسازید و در گروه های اختصاصی سایت فعالیت کنید
  • کتاب های PDF و فایل های ورد و پاورپوینت خود را به اشتراک بگذارید
  • در میان کتاب های آپلود شده جستجو کنید. 
  • روی نظرات دیگران کامنت بگذارید، لایک بزنید  و خلاصه با دوستان خود در این سایت تعامل داشته باشید.
برخی از گروه های بیشه
[ ۱۳٩٠/٤/٧ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

هوشنگ ابتهاج (سایه) یکی از شاعران معاصر ایران است که اشعار بسیار زیبایی داره و جزو 10 شاعر برتر معاصر این کشور است. اما متاسفانه نسل جوان و نوجوان ما چندان با این شاعر آشنا نیستند. یکی از اشعار ایشون با نام دیوار رو در ادامه میتوانید بخوانید:

 

پشت ِ این کوه ِ بلند
 لب ِ دریای کبود
 دختری بود
 که من
 سخت می خواستمش


 و تو گویی که گالی
 آفریده شده بود
که منش دوست بدارم پر شور
و مرا دوست بدارد شیرین و...

و شما می دانید
آه ، ای اخترکان ِ خاموش
که چه خوش دل بودیم
 من و او مست ِ شکر خواب ِ امید
و چه خوشبختی ِ پاک
 در نگاه ِ من و او می خندید ...

وینک ای دخترکان ِ غماز
گر نه لالید و نه گنگ
بگشایید زبان
و بگویید که از یک بهتان
چون شد این چشمه غبار آلود !

و میان ِ من و او
اینک این دشت ِ بزرگ
اینک این راه ِ دراز
اینک این کوه ِ بلند

[ ۱۳۸٧/۱۱/۱۱ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ حسین ]

سهراب سپهری

امروز، تولد برجسته ترین شاعر معاصر ایران، سهراب سپهری عزیز است. روزگاری با هشت کتابش دنیایی داشتم. هر برگ دفترش دریچه ایست به دنیای روشنی. یادش گرامی و روحش شاد.

سایت سهراب سپهری

دانلود  "هشت کتاب" سهراب سپهری

خاطراتی از سهراب

[ ۱۳۸٧/٧/۱٥ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم

هم اورمزد هم ایزدانت پرستم
هم آن فر و فروهر دوست دارم

بجان پاک پیغمبر باستانت
که پیری است روشن نگر دوست دارم

گرانمایه زرتشت را من فزونتر
ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم

بشر بهتر از او ندید و نبیند
من آن بهترین از بشر دوست دارم

سه نیکش بهین رهنمای جهان است
مفیدی چنین مختصر دوست دارم

نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد
از اینروش هم معتبر دوست دارم

باز هم شعری بود از مهدی اخوان ثالث.

[ ۱۳۸٧/٤/۱۱ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

بسترم،

صدف خالی یک تنهاییست

و تو چون مروارید،

گردن آویز کسان دگری

 

شعر از : هوشنگ ابتهاج

[ ۱۳۸٧/۳/۱٩ ] [ ۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ]

 امروز اول اردیبهشت و روز سعدی است. شاعری که شعرهای عاشقانه اش بیش از بقیه شعرا مانند حافظ و مولوی در آدم رسوخ میکنه و شایدم دلیلش این باشه که به زبان ساده تری دور معشوقش گشته ! خیلی از لغت های قلمبه استفاده نکرده و خلاصه شعر سعدی مال همین امروز است. از دستش ندین ...

مثلا هیچ کس نمی تونه اینجوری فدای معشوقش بشه و در حالی که داره می میره بازم همون معشوق رو بخواد و تازه وقتی دوباره زنده اش میکنند باز هم همان معشوق رو دنبالش میگرده:

در آن نفس که بمیرم ، در آرزوی تو باشم           بدان امید دهم جان ، که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت ، که سر ز خاک بر آرم         به گفتگوی تو خیزم ، به جستجوی تو باشم 

 

 و یا کی رو دیدی که اینجوری با دیدن معشوقش دست و پاش شل شه  و همه چی یادش بره و رو عقل و هوشش پا بذاره و دعوتش کنه برای شبی که در کنارش باشه ؟

به هوش بوم از اول، که دل به کس نسپارم        شمایل تو بدیدن ، نه عقل ماند و نه هوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب              که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم ! 

مرا به هیـــچ بدادی و مـن هنـــوز بر آنم              که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم (لینک)

 

* البته منظور ما این نیست که تمام این شعر ها در مورد یک عشق زمینی است . اما کسی که عشقی زمینی رو کشف نکرده باشه نمی تونه یکدفعه از عشقی بزرگتر سخن بگه. چون نردبان پله دارد ... 

مرتبط: روز سعدی سال 86 

[ ۱۳۸٧/٢/۱ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

من بی می ناب زیستن نتوانم
And can't imagine the life out of red wine

من بنده آن دم ام که ساقی گوید
Bring up your glass and i can't hold mine

اینم دومین تجربه از سرودن شعری با یک بیت فارسی و یک بیت هم معنی انگلیسی.

اصل شعر رو هم که ایشالا میدونید از رباعیات خیامه واینه:

من بی می ناب زیستن نتوانم، بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده ی آن دمم که ساقی گوید، یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 

[ ۱۳۸٦/۱٠/٢۸ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ حسین ]
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
Finally will search for his life again

عاشقان را از غم فردا مپرس
when he is in life , Can he explain?

به ز لیلی پیش مجنون رو مکن
All the world are sub , leili is the main

با تو در باران قدم باید زدن
and to feel love is sonething like the rain

خواهی این دم یک حقیقت گویمت ؟
Heart is a tunnel , and love is train !

این شعر ، یکی از شعرهایی بود که 2 سال پیش نوشتم. اولین تجربه در ایجاد شعری با یک مصرع فارسی و یک مصرع انگلیسی ... برای یک دوست قدیمی که به خاطره ها پیوست
[ ۱۳۸٦/۱٠/٢٥ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ حسین ]
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

(فریدون مشیری)

یه زمانی شعر های فریدون مشیری رو خیلی میخوندم. اما از سال 82 به بعد کم شد و کم کم محو. علت رو خودم هم نمی دونم چیه . اما مسلما یک قانونی در زندگی بر قراره که میگه:
"هر چیزی دوره ای داره"
[ ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ ] [ ٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حسین ]
همه کس کشیده محمل به جناب کبریایت
من و خجلت سجودی که نکرده ام برایت

نه به خاک در سبودم . نه به سنگش آزمودم
به کجا برم سری را که نکرده ام فدایت .

به بهار نکته سازم . ز بهشت بی نیازم
چمن آفرین نازم . به تصور لقایت

نه وصال بی حضورم . به پیام نا صبورم
چه قدر ز خویش دورم که به من رسد صدایت...
[ ۱۳۸٦/٩/۱٦ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ حسین ]

farvardin.jpg (500×400)


زلف بر باد بده تا بدهی بر بادم

من به زیبایی آن زلف رها معتادم ...

[ ۱۳۸٦/۸/۱٤ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

فروغ فرخزاد چه مهربان بودی وقتی

              دروغ می گفتی . . .




فروغ فرخزاد

[ ۱۳۸٦/٥/٢ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟

ابر دلتنگم ،اگر زار نبارم چه کنم؟

نیست از هیج طرف راهِ برون شد ز شبم

زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دل بسته این ایل و تبارم چه کنم؟

من کزین فاصله غارت شده چشم توام

چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

 

شعرش از دکتر سید حسن حسینی است. خدایش بیامرزاد .

[ ۱۳۸٦/٤/۳۱ ] [ ۱:٤٩ ‎ق.ظ ] [ حسین ]

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
---
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

همگان روند و آیند و تو همچنان که هستی
---
اصلا این سعدی بلاشک عاشق بوده . و احتمالا می و پیمانه اش هم درکنارش و سیگاری بر لب داشته که این شعر رو گفته. آخه از آدم معمولی چنین شاهکاری در میاد ؟

[ ۱۳۸٦/٤/٦ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ حسین ]
قصدم آزار شماست
اگر این‌گونه به‌رندی
با شما
سخن از کامیاری خویش درمیان می‌گذارم
- مستی و راستی -
به‌جز آزار شما
هوایی
در سر ندارم


اکنون که مسلک خاطره یی بیش نیست ، یا کتابی در کتابدان
و دوست نردبانی ست که نجات از گودال را ، پا بر گُرده ی او می توان نهاد
و کلمه ی انسان ، طلسم احضار وحشت است و
اندیشه ی آن کابوسی که به رویای مجانین می گذرد ؛-

ای شمایان !
حکایت " شادکامی ِ خـــود " را مــن
رنجمایه ی جان ِ ناباورتان می خواهم !


احمد شاملو
[ ۱۳۸٦/٢/٢٤ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ حسین ]

امروز روز بزرگداشت سعدی است . منم چون ارادت شدیدی نسبت به حضرت سعدی دارم دیگه اگه امروز چیزی در این وبلاگ ننویسم پس کی وقتشه ؟

محمدعلی فروغی دربارهٔ سعدی می‌نویسد «اهل ذوق اِعجاب می‌کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است ولی حق این است که ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموخته‌ایم سخن می‌گوییم».

ضیاء موحد دربارهٔ وی می‌نویسد «زبان فارسی پس از فردوسی به هیچ شاعری به‌اندازهٔ سعدی مدیون نیست». زبان سعدی به «سهل ممتنع» معروف شده است، از آنجا که به نظر می‌رسد نوشته‌هایش از طرفی بسیار آسان‌اند و از طرفی دیگر گفتن یا ساختن شعرهای مشابه آنها ناممکن.

غزلیات سعدی رو میتونید اینجا بخونید.

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

[ ۱۳۸٦/٢/۱ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم
رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم

ما چشمه نوریم ، بتابیم و بخندیم
ما زنده عشقیم ، نمردیم و نمیریم ...

اینم شعری بود از رهی معیری . شاعر معاصر. راستی رهی شدیدا شیفته سعدی بوده . و جالبه که گاهی خیلی شاکی میشده از اینکه چرا این همه از حافظ ستایش می کنند . اما از سعدی نه .

اگر غزلیات سعدی رو بخونید تازه میفهمید که چقدر زیبایی رو تا حالا از دست دادین . حتما یه سری بهش بزنید.

[ ۱۳۸٥/۱۱/۱٤ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

 

فروغ فرخزاد15 دی ماه امسال هفتاد و دومین سالگرد تولد شاهدخت شعر ایران ، فروغ فرخزاد است . مراسم بزرگداشتش هم در آرامگاه ظهیرالدوله ، در خیابان دربند ، میدان تجریش برگزار میشه . ساعت 3 عصر روز 15 دی ماه . 

این شاعر رو خیلی دوست دارم و همچنین مهدی اخوان ثالث رو . البته در مرتبه بعدی سهراب و شاملو هم هستن . ولی به فروغ یه حس خیلی نزدیک تری دارم . حسی که با اون من واقعی حرف میزنه . بدون اینکه بخواد روی حرف های نگفته انسان ها پوسته ای بکشه که به دیگران بر نخورد.

[ ۱۳۸٥/۱٠/٦ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ حسین ]
درباره وبلاگ

کارشناس نرم افزار - آشنا به زبان های فارسی ، انگلیسی ، فرانسه - علاقه مندی های من موسیقی ، گرافیک ، فیلم، سفر ،
Service
امکانات وب