|
گاه نوشته های Hossein خودمون ! این فقط یک blog است !
| ||
|
پروتاگوراس - یکی از فلاسفه - معتقد بود که حقیقت امری نسبی است. اما حرف سقراط خیلی ساده این امر رو رد کرده . چون پروتوگوراس میگه حقیقت امری ذهنی است و برای هر کسی متفاوت میتونه باشه . سقراط میگه پس این جمله که تو گفته ای -که حقیقت نسبیه- برای تو درسته و برای من غلطه ، چون نسبیه . این ایده اولین چیزی رو که نقض میکنه خودشه ! [ ۱۳۸٧/٤/۱٧ ] [ ٢:۳٥ ق.ظ ] [ حسین ]
بچه که بودم ، وسایلی که دکمه زیاد داشت رو خیلی دوست داشتم. خیلی زیاد ! ماشین حساب ، یا حتی اسباب بازی هایی که دکمه های زیادی برای انگولک کردن داشت. حس میکردم کارای زیادی باش میشه کرد و تخیلات زیادی با اونا برای خودم میساختم . شاید همین شد که ما یک معتاد کامپیوتر شدیم ! [ ۱۳۸٧/٤/۱۳ ] [ ۳:٤٥ ب.ظ ] [ حسین ]
نیمه شب ها رو دوست دارم. بخاطر آرامش و سکوتی که از این شب نصیب من میشه و حس میکنم برای همه چیز وقت هست. برای امتحان سه واحدی صبح فردا ، برای پروژه ناتمام فردا ظهر ، برای نوشتن نامه ای به آنکه می بینمش عصر و برای گذراندن لحظه هایی با سیگار و چایی ! وقت هست. . . [ ۱۳۸٧/٤/۱٢ ] [ ٢:٢۱ ق.ظ ] [ حسین ]
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم [ ۱۳۸٧/٤/۱۱ ] [ ۱٢:٠٦ ب.ظ ] [ حسین ]
|
||