|
گاه نوشته های Hossein خودمون ! این فقط یک blog است !
| ||
|
شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟ ابر دلتنگم ،اگر زار نبارم چه کنم؟ نیست از هیج طرف راهِ برون شد ز شبم زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟ از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند سخت دل بسته این ایل و تبارم چه کنم؟ من کزین فاصله غارت شده چشم توام چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟ یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟
شعرش از دکتر سید حسن حسینی است. خدایش بیامرزاد . [ ۱۳۸٦/٤/۳۱ ] [ ۱:٤٩ ق.ظ ] [ حسین ]
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی [ ۱۳۸٦/٤/٦ ] [ ۱۱:٥۱ ق.ظ ] [ حسین ]
[ ۱۳۸٦/٤/۳ ] [ ۳:۳٠ ب.ظ ] [ حسین ]
|
||