گاه نوشته های Hossein خودمون !
این فقط یک blog است !
نويسندگان
Theme Site
قصدم آزار شماست
اگر این‌گونه به‌رندی
با شما
سخن از کامیاری خویش درمیان می‌گذارم
- مستی و راستی -
به‌جز آزار شما
هوایی
در سر ندارم


اکنون که مسلک خاطره یی بیش نیست ، یا کتابی در کتابدان
و دوست نردبانی ست که نجات از گودال را ، پا بر گُرده ی او می توان نهاد
و کلمه ی انسان ، طلسم احضار وحشت است و
اندیشه ی آن کابوسی که به رویای مجانین می گذرد ؛-

ای شمایان !
حکایت " شادکامی ِ خـــود " را مــن
رنجمایه ی جان ِ ناباورتان می خواهم !


احمد شاملو
[ ۱۳۸٦/٢/٢٤ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ حسین ]

در سال ۱۸۸۰ میلادی ادوین اَبُت یک داستان علمی تخیلی منتشر کرد بنام «سرزمین مسطح: افسانه‌ای از دنیاهای چند بعدی». این داستان در مورد سرگذشت یک مربع در دنیای دوبعدی است که بطور غیرمنتظره‌ و ناگهانی یک کُره از جهان سه‌بعدی را ملاقات می‌کند و تمام برداشتهایش از زندگی و معنی و مفهوم آن عوض می‌شود و به اصطلاح انقلابی فکری در وجودش بوجود می‌آید. اما هیچکس حرفهای او را قبول نمی‌کند و همه او را دیوانه می‌پندارند.

قسمت اول کتاب، که شامل چند فصل کوتاه است، بطور مختصر در باره خصوصیات سرزمین مسطح از قبیل آب و هوا و شکل خانه ها، معرفی مرد و زن و بچه ها، نحوه ارتباط و دیدن اشیاء، مفهوم رنگ و صوت، و دولت و طبقه کشیشان صحبت می‌کند. مردم سرزمین مسطح مانند مردم عادی دارای جنسیت هستند و بچه‌دار می‌شوند. آنها در خانه‌های پنج ضلعی زندگی می کنند و طبقات اجتماعی مختلفی در بین خود دارند.

در سرزمین مسطح، زنها یک خط نازک و نوک‌تیز هستند و مردهای معمولی مثلثهای متساوی‌الساقین باریک هستند. هرقدر مردهای مسطح تکامل یافته‌تر باشند و درجه و سطح اجتماعی آنها بالاتر باشد به تعداد اضلاع آنها اضافه می‌شود. بچه یک زن و مرد عادی چون تکامل‌یافته تر خواهد بود یک مربع می‌باشد و بچه یک مربع و یک زن یک پنج ضلعی خواهد بود. در واقع درجه تکامل با زاویه داخلی چند ضلعی نسبت مستقیم دارد. وقتی افراد به درجه عالی از تکامل رسیدند تعداد اضلاع آنها آنقدر زیاد می‌شود که بمانند دایره بنظر می‌آیند. دایره‌ها مهمترین افراد جامعه هستند و دولت را تشکیل می‌دهند.

خانه‌های سرزمین مسطح دارای پنجره نیست چون همه جا روشن است و هیچکس نمی‌داند چرا؟! یکی از نکات مهم در طراحی خانه‌ها اینست که برای ورود و خروج زنها و مردها دربهای جداگانه تعبیه شده. دلیل آن هم اینست که چون مردم سرزمین مسطح دید محدودی دارند و فقط در دو بعد می توانند یکدیگر را ببیند، اشیاء نوک تیز مثل زنها می‌توانند بسیار خطرناک باشند و بدون دیده شدن به مردها برخورد کرده و آنها را هنگام ورود و خروج از خانه بکشند. پیش از این چون مردهای زیادی جان خودشان را به این صورت از دست داده بودند دولت استفاده از درهای مجزا برای مردها و زنها را در خانه ها اجباری اعلام کرد و از آنزمان به بعد تلفات پایین آمده.

در قسمت دوم کتاب، قهرمان داستان یعنی مربع یک خوابی می‌بیند که در آن به سرزمین یک بعدی سفر کرده و هر چه می‌خواهد به مردم آنجا بفهماند که دنیایی که آنها در آن زندگی می‌کنند تنها حالت ساده‌ای از یک دنیای دیگر است موفق نمی‌شود. بعد از آن خواب بود که ناگهان یک واقعه عجیب برای مربع رخ داد و در جلوی چشمانش یک دایره از غیب ظاهر شد و اندازه‌اش رفته رفته بزرگ و بزرگتر شد. دایره خود را یک کُره معرفی کرد و گفت من از سرزمین سه بعدی می‌آیم و تو تنها سطح مقطع مرا می‌بینی. اما این حرف برای مربع قابل درک نبود. بحث و جدل مربع و دایره در کتاب بالا می‌گیرد تا اینکه کره با تشابه وضعیت خودش با خوابی که مربع قبلاً در مورد سرزمین یک بعدی دیده بود توانست خیلی مطالب را در مورد جهان فضایی که در آن زندگی می‌کند به مربع توضیح دهد. مربع با اینکه آنها را نمی‌توانست حس کند ولی خوب فهمید.

بعد از این ماجرا معلوم شد که کُره‌های دیگری هم به سرزمین مسطح سر زده بودند و افراد دیگری از مردم عادی را از واقعیت مطلع کرده بودند. اما جامعه چون نمی توانست حرف آنها را هضم کند آنها را دیوانه قلمداد کردند و دولت دستور داد همه آنها را نابود کنند. وقتی مربع ماجرای گفتگوی خود با کُره را به همسرش گفت، همسرش خیلی ترسید و او را از بازگویی آن بر حذر داشت. مربع یک نوه شش ضلعی داشت که خیلی باهوش بود و همیشه سوالهای عجیب از او می کرد و حتی شب قبل از دیدار او و کُره سوالی در مورد امکان وجود سرزمین فضایی از پدربزرگش پرسیده بود. مربع ماجرایی که برایش اتفاق افتاده بود و نحوه شهود حقیقت بوسیله کره را تنها به نوه اش گفت به امید آنکه او که متعلق به نسل آینده است بعداً بتواند با بالا رفتن فهم و شعور و دانش در سرزمین مسطح این مطالب را به دیگران اعلام کند.

نسخه کامل و رایگان این کتاب به زبان انگلیسی را می‌توانید از کتابخانه الکترونیکی پروژه گوتنبرگ دریافت کنید.

منبع این مطلب اینجا است

[ ۱۳۸٦/٢/۱٠ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ حسین ]

امروز روز بزرگداشت سعدی است . منم چون ارادت شدیدی نسبت به حضرت سعدی دارم دیگه اگه امروز چیزی در این وبلاگ ننویسم پس کی وقتشه ؟

محمدعلی فروغی دربارهٔ سعدی می‌نویسد «اهل ذوق اِعجاب می‌کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است ولی حق این است که ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموخته‌ایم سخن می‌گوییم».

ضیاء موحد دربارهٔ وی می‌نویسد «زبان فارسی پس از فردوسی به هیچ شاعری به‌اندازهٔ سعدی مدیون نیست». زبان سعدی به «سهل ممتنع» معروف شده است، از آنجا که به نظر می‌رسد نوشته‌هایش از طرفی بسیار آسان‌اند و از طرفی دیگر گفتن یا ساختن شعرهای مشابه آنها ناممکن.

غزلیات سعدی رو میتونید اینجا بخونید.

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

[ ۱۳۸٦/٢/۱ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ حسین ]
درباره وبلاگ

کارشناس نرم افزار - آشنا به زبان های فارسی ، انگلیسی ، فرانسه - علاقه مندی های من موسیقی ، گرافیک ، فیلم، سفر ،
Service
امکانات وب